X
تبلیغات
رایتل
اشک من هویدا شد - دلشدگان

دلشدگان

دلبر برفت و دل شدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

اشک من هویدا شد ، دیده ام چو دریا شد

در میان اشک من ، سایه تو پیدا شد

موج آتشی از غم ، زان میانه برپا شد

اشک من هویدا شد ، دیده ام چو دریا شد

***

تو برفتی وفا نکرده ، نگهی سوی ما نکرده

نکند ای امید جانم ، که نیایی خدا نکرده

به یاری ِ شکستگان چرا نیایی ؟

چه بی وفا ، چه بی وفا ، چه بی وفایی

به یاری شکستگان چرا نیایی؟

چه بی وفا ، چه بی وفا ، چه بی وفایی

***

اشک من هویدا شد ، دیده ام چو دریا شد

در میان اشک من ، سایه تو پیدا شد

موج آتشی از غم ، زان میانه بر پا شد

***

تو که گفتی اگر به آتشم کِشی ، و گر ز غصه ام کُشی ، تو را رها نمی کنم من !

نکُشته ام تو را ز غم ، نه آتشت به جان زدم ، چه می کِشی ز من تو دامن ؟

***

اشک من هویدا شد ، دیده ام چو دریا شد

در میان اشک من ، سایه تو پیدا شد …

***

چرا بَرَم نمانده رفتی ؟به سوز غم نشانده رفتی ، به سوز غم نشانده رفتی

***

تو که گفتی اگر به آتشم کشی ، وگر ز غصه ام کُشی ، تو را رها نمی کنم من !

نکُشته ام تو را ز غم ، نه آتشت به جان زدم ، چه می کشی ز من تو دامن ؟

***

اشک من هویدا شد ، دیده ام چو دریا شد

در میان اشک من ، سایه تو پیدا شد

موج آتشی از غم ، زان میانه بر پا شد …

+نوشته شده در جمعه 26 آذر‌ماه سال 1389ساعت11:10 ب.ظتوسط فرزاد | نظرات (9)

نظرات (9) نظرات (9)