X
تبلیغات
رایتل
شیدا - دلشدگان

دلشدگان

دلبر برفت و دل شدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟
همی پویم به بویت گرد عالم
همی جویم تو را هر جا، کجایی؟
چو آنجا که تویی از جمله پنهان
ز که پرسم، که داند؟ تا کجایی؟
تو پیدایی ولیک از جمله پنهان
وگر پنهان نه‌ای، پیدا کجایی؟
ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست
چه دانم تا درین غوغا کجایی؟
فتاد اندر سرم سودای عشقت
شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟
دل سرگشته‌ی حیران ما را
نشانی ده رهی بنما، کجایی؟
چو شیدای تو شد مسکین عراقی
نگویی کاخر ای شیدا، کجایی؟

+نوشته شده در جمعه 3 دی‌ماه سال 1389ساعت07:56 ب.ظتوسط فرزاد | نظرات (4)

نظرات (4) نظرات (4)