.jpg)
شب چو بوسیدم لب گلگون او
گشت لرزان قامت موزون او
زیر گیسو کرد پنهان روی خویش
ماه را پئشید با گیسوی خویش
گفتمش : ای روی تو صبح امید
در دل شب بوسه ما را که دید ؟
قصه پردازی در این صحرا نبود
چشم غمازی به سوی ما نبود
غنچه خاموش او چون گ ل شکفت
بر من از حیرت نگاهی کرد و گفت
با خبر از راز ما گردید شب
بوسه ای دادیم و آن را دید شب
بوسه را شب دید و با مهتاب گفت
ماه خندید و به موج آب گفت
موج دریا جانب پارو شتافت
راز ما گفت و به دیگر سو شتافت
قصه را پارو به قایق باز گفت
داستان دلکشی ز آن راز گفت
گفت قایق هم به قایق بان خویش
مانده بود این راز اگر در پیش او
دل نبود آشفته از تشویش او
لیک درد اینجاست کان ناپخته مرد
با زنی آن راز را ابراز کرد
گفت با زن مرد غافل راز را
آن تهی طبل بلند آواز را
لا جرم فردا از آن راز نهفت
قصه گویان قصه ها خواهند گفت
زن به غمازی دهان وا می کند
راز را چون روز افشا می کند
رهی معیری

کلنل وزیری فرزند موسی ،افسر قزاق ، در نهم مهر ماه سال 1265 خورشیدی درتهران چشم به جهان گشود در پانزده سالگی نزد دایی خود حسینعلی خان ، به فرا گرفتن تار پرداخت و به توصیه او ، نواختن ویولون را هم آغاز کرد .و مدتی هم نزد درویش خان به تعلیم گرفتن تار مشغول شد و از شاگردان ممتاز آقا حسینقلی و درویش خان گشت
وزیری پس از چندی نزد یاور آقا خان یا یاور آقا خان که سرپرست موزیک نظام بود مقامات موسیقی و " نت " خوانی را یاد گرفت و همین آشنایی با " نت " بود که او رابرای شناخت موسیقی اروپایی روانه دیار فرنگ کرد و مدت سه سال در پاریس و دو سال در آلمان ، " علم هماهنگی " یا " هارمونی " و اصول دیگر موسیقی غرب و خط " نت " را آموخت و با این نوشته ها و اندوخته های گرانبها به وطنش ایران بازگشت و برای روشن کردن چراغ خاموش و از کار افتاده موسیقی ایران ، با عزم و اراده راسخ و همتی مردانه قد علم کرد و نه تنها به موسیقی مرده و از میان رفته ایران جان داد ، بلکه تا آنجا که از قدرت یک فرد عادی خارج است آن را پرورش داد و بزرگ کرد و بهمین جهت تمام موسیقیدانان ایران متفق القولند که استاد علینقی خان وزیری را باید پدر موسیقی جدید ایرانی دانست که گذشته از حقوق پدری ، " حق حیات " هم به گردن فرزند خود دارد زیرا نه تنها آن را تقریبا از " عدم " به وجود آورده بلکه به روح مرده و از کار افتاده آن نیز نیرو و نشاط تازه یی بخشیده است . استاد وزیری اولین پایه گذار موسیقی جدید ایران بعد از انقلاب مشروطیت بود که ردیفهای : آقا میرزا عبدالله و آقا حسینقلی را نوشت و برای اولین بار تعلیم صحیح ویولون را به عهده گرفت و به شاگردان آموخت که نواختن ویولون از کمانچه جدا می باشد
علینقی شاگردانی را تربیت کرد که هر یک از آنهادر موسیقی ایران از اساتید فن گشتند که از میان آنها می توان : ابوالحسن صبا ، روح الله خالقی ، موسی معروفی ، جواد معروفی ، حسین ملاح و فروتن راد نام برد
استاد وزیری در ساختن و پرداختن مارش های ملی و میهنی زحمات فراوانی کشید و قطعاتی مانند : " خاک ایران " ، " ای وطن " ، " مارش ظفر " را ساخت و بعد از عارف نخستین کسی بود که موسیقی ایران را از انزوا بیرون آورد و در دسترس عامه بطور علمی قرار داد
زنده یاد کلنل وزیری ، برای شناساندن موسیقی اصیل و سنتی ، کشور چه در داخل ایران و چه در خارج آن فعال و کوشا بود به طوری که علاوه بر کنسرت های متعددی که در سراسر کشور بر پا می کرد از هر فرصتی جهت شناسایی موسیقی ملی ایران استفاده می برد و زمانی که شادروان بدیع زاده ، جهت پر کردن صفحه و کارهای مربوط به موسیقی عازم هندوستان گردیده بود ، طی نامه یی از وی خواسته که ببیند به چه وسائلی می توان در آن کشور موسیقی اصیل ایران را شناساند و کنسرت هایی بر پا کرد ؛ مقدمات آن را وی فراهم آورد .
روحش گرامی باد
گئجه گوندوز باخورام یـوللارا یاریم گله جگ
گلیـب الله گوره سن قلبیمی اوء شـاد ائده جگ
وئرورم جـان یـولونا بیلمیـور اوء قدریمیزی
بیلمورم هانسی زامان قدریمی جانان بیله جگ
م.ن.آراز

این شاعر که در سال 1768 میلادی متولد شده بود، تا سال 1848 به مدت 80 سال زندگی کرد و در طی زندگی خود آثاری همچون «رنه»، «نبوغ مسیحیت»، «عشق و عفت»، «لطف آتشین مسیح»، «سفرنوشتهها»، «ناظرههای بعداز مرگ» را از خود به جای گذاشته است.
مهمترین فعالیت ادبی شاتوبریان در طول زندگی طولانیاش مربوط میشود به ترجمه آثار بسیاری از نویسندگان آلمانی و انگلیسی و پایه گذاشتن مکتب رمانتیسم فرانسه از همین طریق و همچنین سردون اولین شعرهای رمانتیک زبان فرانسوی.
او پس از انقلاب فرانسه از سفرهای طولانی خود به کشورهای اروپایی، به فرانسه بازگشت و با ناپلون بناپارت، دیکتاتور جنگجوی این کشور به مبارزه پرداخت و این مسئله موجب شد تا از او به عنوان سیاستمدار نیز یاد کنند.
شاتوبریان با ترجمه آثار رمانتیسم آلمانی و انگلیسی به فرانسه، این مکتب ادبی را در فرانسه پایه گذاشت و موجب شد شاعران و نویسندگان این فرانسوی به سرعت در این مکتب رشد کنند و تاجایی که رمانتیسم نه به اسم کشورهای آلمان و ایتالیا و انگلستان، بلکه به نام فرانسه شناخته شود. در این مسیر پس از شاتوبریان، افرادی مثل ویکتور هوگو راه او را ادامه دادند.
در ایران برخی از آثار این شاعر، توسط رضا سید حسینی ، مترجم زبان فرانسوی به فارسی ترجمه شدهاند.
تقدیم به زیبا ترین عشق
چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
من اینها هر دو با آئینهی دل روبرو کردم
فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
ازین پس شهریارا، ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم